قدم زنان زیر عرشه


عزيزم ...

 

من منتظرش بودم ..

اما اون الان توی اون وان حموم خوابيده ..

من نمی خوام برم اون تو و بهش بگم که منتظرش بودم ..

فقط به خاطر اينکه کف حموم پر شده از قطره های خون ..

و شير داره چکه می کنه ..

ولی من دورتر از اونی هستم که بخوام برم سفتش کنم ..

اب چکه ميکنه روی قطره های خون کف حموم ..

اون اونجا خوابيده ..

صدای چکه ی اب هميشه اونو کلافه می کنه ..

اما الان هيچ حسی رو به من منتقل نمی کنه ..

اين کمی عجيبه ..

من دورتر از اونی هستم که برم و ازش بپرسم .. الان کلافه شده يا نه ؟؟

اما مهمتر اينه که من بايد بهش بگم که منتظرش بودم ...

ــ

عزيزم من الان اينجام تا به اون بگم منتظرش بودم ..

اما اون توی وان حموم خوابيده .. و چون کف حموم پر از قطره های خون من نمی خوام برم تو ..

اما دلم برات تنگ نشده ..

اين کمی عجيبه ..

من بايد اينجا بمونم .. چون هنوز به اون نگفته ام که منتظرش بودم ..

اما من خيلی بيشتر از قبل دوست دارم .. تو اينو می دونی ..

پس به پرواز ادامه بده ..

قول می دم وقتی صدای چکه ی اب قطع شد .. بيام و برات دست تکون بدم ..

اما دلم برات تنگ نشده ..

و اين الان عجيب نيست چون داری پرواز می کنی ..

ـــ

من منتظرشم ..

اما اون الان توی وان حموم خوابيده ..

کف حموم پر خونه .. شير داره چک چک مکی کنه ...

عزيزم .. بوی مرگ مياد ..

من الان ميام پيشت ..

دارم برات دست تکون می دم ..

به پرواز ادمه بده ...

 

 

 

 

 


Rusalka
Rusalka