قدم زنان زیر عرشه


 

من توی آخرین صندلی اون  لژ چوبی نشستم ..

در حالی که هر لحظه خوشبختی بیشتر از لحظه ی قبل بهم نزدیک میشه ..

هر چند که لژ شماره ی پنج روشن تر از لژ شماره ی شش باشه .. و شماره ی شش روشن تر از هفت ..

 و تاریکی فقط برای آخرین صندلی اون لژ چوبی باشه ..

اما من اون جا نشستم ..

و به  نزدیکی هر چه بیشتر خوشبختی  نگاه می کنم ..


Rusalka
Rusalka