قدم زنان زیر عرشه


تير چراغ برق

 

پوشيدن لباس سفيد توي خيابون ...

حرف زدن  در حين اينکه داری از سربالايی می ری بالا ..

ذغال ..

کاغذ کاهی ..

نور آفتاب ..

موسيقی ..

سايه ی دست های کشيده و بلند ...

صحبت ..

صحبت های بیهوده ..

صحبت های با هوده ..

ادمای بيهوده ..

ادمای با هوده ..

پاييز ..

موسيقی ..

برگای زرد روی کولر ..

کولر روی شيروونی شيب دار مسی رنگ ...

 

تير چراغ برق بر فراز آسمان ..

اما با اين تفاون که اين بار آسمون زيباست حتی بر فراز تير چراغ برق ... .

 

 

 

 

 

 

 


Rusalka
Rusalka