قدم زنان زیر عرشه


 

 

تعداد اون پله ها خيلی زياده.. نمی شه ازشون رفت بالا .. ۷۰ تا پله است ..

-  باشه ۷۰ تا هستن اما ۷۱ نيستن .. .

 

اگر اين جوريه خوب ۷۰ تا هستن اما ۴۵ تا نيستن ..

- درسته .  هيچی نيستن  جز ۷۰ تا .. .

- حله ؟

اره ..

اما تو ديوانه ای ..

- اهان ..

- اهان ..

-  اونشب هم  وختی در آخرين لحظه نگاهش کردم و صورتش رو برگردوند ..

و توی اون خيابون خيس و برفی ناپديد شد ..

دلم می خواس فريادبزنم ..

شايد به خاطر خوشحالی ..

شايد هم به خاطر معصوميت صورتش ..

حالا بازم می خوای بگی : اما تو ديوانه ای ؟!

 

اره هستی .. از اون پله ها هم نمی شه رفت بالا .. چونکه ۷۰ تا پله است ..

 

-  اره ۷۰ تاست اما ۷۲ تا نيست ..

-  پس می شه خوشحال بود .. که پله ها ۷۰ تاست چون می تونست ۱۴۰ تا باشه .. شايدم ۱۰۰۰ تا باشه ..

 

تو ديوانه ای ..

 

اره .. من ديوونه ام ..

چون معصوميت صورت اش زير اون نور .. در امتداد اون خيابون ..

هم غمگينم می کنه و هم خوشحالم می کنه ..

و در هر صورت اون پله ها ۷۰ تا هستن نه ۷۳ تا ..

سعی کن از پسشون بر بيای .. چون می تونستن ۱۰۰۰ تا باشن ..

بيشتر از اين نميتونم توضيح بدم ..

چون بعد از اين ۷۰ تا پله ..

بايد برم سراغ ۱۰۰۰ تاييش ..

و بعدش احتمالا بايد منتظر ۵۰۰۰ تاييش باشم ..

ديوانگيه قشنگيه نه ؟!

من اسمشو می زارم  زندگی !

 

 

 

 

 

 


Rusalka
Rusalka