قدم زنان زیر عرشه


سیالیت

او پاپیون رنسانسی اش را در آینه مرتب می کند

و من فکر می کنم

که چه قدر دورم از این گونه جزئیات کوچک

از کلمه ی ایده آل

و هر یاوه ی دیگری که او در ذهنش مانند پاپیون رنسانسی اش با وسواس مرتب می کند

 گفتن خداحافظ چه قدر برایم راحت است

و چه قدر لذت بخش

 

پیراهن سخت مروارید دوز ناراحتم را از تنم به پایین سر می دهم

و عریان به زیر ملحفه ی لیز و سرد و پر از ستاره ام می خزم

در تاریکی سیگاری روشن می کنم

و برهنه و سیال

نیچه می خوانم


Rusalka
Rusalka