قدم زنان زیر عرشه


The Woodpecker

 

 

می خوام برم به وایزنبرگ اوهایو با یه عالمه کلاغ توی شکمم و یه بطری حاوی نامه از سمت اقیانوس , باید که دارکوب و ملاقات کنم و این که اصلا اون چکمه های شیطانی که تا زیر زانوش می رسه واقعآ توی روز سرمه ای آبی می شن یا نه ؟ , آخه توی شب سیاهن. بعد از این همه , می ریم توی شهر می چرخیم و توی هر رستورانی که توش عدد 6 داره شام می خوریم و دلیلش رو هم فقط خودمون می دونیم , آخر شب هم می ریم به یه هتل ارزون قیمت که راه پله هاش چوبیه و معلقه و اون وقته که همه ی کلاغ های توی شکمم سرازیر می شن بیرون و وایزنبرگ اوهایو معلق میشه روی هوا. توی این تعلیق ما فقط به توماس لعنتی یا همون تی.اس الیوت حرومزاده که از چوب خوشش می یاد لعنت می فرستیم و قبل از خواب زیر بالشمون رو فوت می کنیم , علف می کشیم و به اقیانوس نگاه می کنیم .


Rusalka
Rusalka