يعنی ميخوام بگم ...

 

 

 

وختی دارم تو خيابون راه می رم و يه دفعه mp3 player روشن می کنم ..

و موسيقی توی گوشم می پيچه حس ميکنم موقع راه رفتن خيلی قوی ام و به همه چيز تسلط دارم ..

اما تو بدون اينکه بفهمی من چی ميگم ميگی ممکنه بری زير ماشين ..

 تو نفهميدی من چی گفتم ..

يعنی می خوام بگم حرفش همون قدر مسخره بود که  IT  خوندن تو ايتاليا مسخرس .. !

 

البته وختی تو داشتی با حرارت تعريف می کردی که اون دختره که  هميشه جورابای نارنجی می پوشه چند درصد ممکنه باکره باشه...

من راجع يه ترکهای روی ديوار نظر دادم و گفتم  دنبال کردن ترکهای روی ديوار بررسيه جالبی می تونه باشه ...

 و اون وخ تو گفتی حرف من همون قدر مسخره بود که خودم مسخره ام !

و وختی من برای تفريح  ازش پرسيدم  من چه قدر مسخره ام .. ؟!

چن تا فوش داد و دنبال اون دختری که هميشه جورابای نارنجی می پوشه دوييد ..

 

حالا شما ميتونيد نظرتون رو راجع به جوراب بنفش بگيد ..

 و اينکه ايا پشمای خفاش سياهه .. ويا نه سفيده ؟!

 

 

 

 

 

 

/ 3 نظر / 10 بازدید
hooman

چند وقته بکارت روحم رو از دست دادم..... راست میگه: yesterday love was such an easy game to play now i need a place to hide away

proof

من نديدم والا

dao

ماه توی جوی افتاده بود ٬زباله‌ها رد می‌شدند٬خیارهای گندیده٬گوجه‌های له و بد بو٬ماه ته جوی افتاده بود٬ یک پریِ آرام با دو چشم درشت و سیاه٬هیچ لب از لب باز نمی‌کرد٬هیچ نقره‌ای‌‌اش کم نمی‌شد....من ان ماه را می شناسم.میدانی نامش چیست؟