(يه نخ سيگار و يک عدد خورشيد)

 

 

سرش تا توی شيکمش خم شده ...

 ميبينم سيگاری توی دستش گرفته و توی دسته ديگه اش يه ذره بين ..

و سعی داره نور خورشيد رو متمرکز کنه و سيگارو اتيش بزنه ...

ماشينها با سرعت از کنارش می گذرن ...

می رم جلو تا کبريت بهش تعارف کنم ..

اما وسط راه وايمستم و کبريت و می ندازم تو جيبم ..

اخه پسر من با اين حرکتش خيلی کيف می کنم ...

می رم کنارش که ازش بپرسم چرا با وجود کبريتی که کنارش افتاده داره همچين سعيی رو می کنه .. اما باز هم پرسيدن چنين سوالی برام واقعا بی معنی ... من واقعا با اين کارش کيف می کنم ...

هر روز همين جا کنار بزرگراه می شينه ...

صورتش کشيده است و بی عضله ..

و چشماش خيلی دوره ...

خيلی ...

لباس سياه و خاکيش موهای بلند و در همه اش منو ياد جنگل تو در تويی می ندازه که توی روياهام از سکوت و سبزي و هيجانش مست می شم ...

کنارش روی جدول سياه و سفيد می شينم ...

ماشينها با سرعت از کنارم رد می شين و جای خودشون رو به ديگری ميدن ...

کسی منو نگاه نمی کنه...

چه ارامشی ..

صدای سرعت ماشين ها مانع صدای رسيدن وز وز ادمها می شه ... حرفهاشون اخه بوی گند می ده ...

اما اين پيرمرد ساکته ...

همراه با ذره بين و يه نخ سيگار و گرمای خورشيد ..

داره به همشون  ريشخند ميزنه ..

تنها يه سوال دارم ..

ايا اون هم بوی گندی حس می کنه ؟!؟

/ 12 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
proof

خب حالا که فکر کردم به نظرم قضاوت هم بی معنيه..و گير دادنه من به پيرمرده هم بی معنیه(اخه گير داده بودم بهش)

aliirezaa

نه جدی سبکت باحاله ... اين جمله بيشتر از بقيه چسبيد : صدای سرعت ماشين ها مانع صدای رسيدن وز وز ادمها می شه :) .... حالا به نظر نويسنده پيرمرد بو رو حس نميکنه يا می کنه ؟ چون ايهام داره ميشه هر دوتاش باشه ؟

سهیل

ببينم دختر ....کبريت تو جيبت چی کار ميکنه ؟؟؟؟؟؟؟؟

سهیل

چطورييييييييييی رفيق ..........سلام ..... بی معرفتيم ديگه .... ميدونيم خودمون ....(چشک).....خب خب خب ....يادش بخير ....اون کشتی و اون مرده و بوی پیپش حالا تبديل شده به پير مرده کنار خيابون و پيپ هم شده سيگار ......ولی جدی اين آقا علی رضا راست ميگه .....من که کشته ی سبک نوشته هاتم ( ازاين شکلک های خجالت) ....خلاصه اين که چشمم روشن ....حالا تو جيبت کبريت ميزاری ......

سهیل

اينم سومی که از علی کم نياريم .....رفيق ببخش يه مدت نتونستم بيام ......شاد باشی...........سهيل.

m

همش چيزو شعره اميدوارم جراته پاک نکردنشو داشته باشی

حامد

اينکه داره به همشون ريشخند می زنه درست... ولی من فقط دليلی نديدم که سيگارشو با ذزه بين روشن کنه، خوب کبريت که بود.

mahtab gharib

سلام..سئوالی ندارم..خوب نوشتی...

depress

کسی بوی خودش و حس نميکنه

allegro

راس ميگه دلتنگ کسی بوی خودشو حس نمی کنه ..احتمالا اون پير مرد هم بويی رو حس نمی کنه!