سیالیت

او پاپیون رنسانسی اش را در آینه مرتب می کند

و من فکر می کنم

که چه قدر دورم از این گونه جزئیات کوچک

از کلمه ی ایده آل

و هر یاوه ی دیگری که او در ذهنش مانند پاپیون رنسانسی اش با وسواس مرتب می کند

 گفتن خداحافظ چه قدر برایم راحت است

و چه قدر لذت بخش

 

پیراهن سخت مروارید دوز ناراحتم را از تنم به پایین سر می دهم

و عریان به زیر ملحفه ی لیز و سرد و پر از ستاره ام می خزم

در تاریکی سیگاری روشن می کنم

و برهنه و سیال

نیچه می خوانم

/ 9 نظر / 5 بازدید
منحنی شور

خوشم میاد از این روان بودن ها.. اونقدر روان که پارتنرت هم راه ندی ... نشد .. نشد که با نیچه حال کنم .. هی دختر وقت کنم بیشتر میخونمت اساسی ...

mohammad

cheshmashoon mehraboono gharibe,nemishe fahmid ke chi mikhan began to avalin barkhord,engar in rooza pegah dg nemifahmam akharin harfeshoonam, shayad neghabi ke zadam dare khafam mikone va nemizare ke beshnavam. in shabam shode ghadam zadano fekr kardan be zir daryaiit be oon zamani ke man malavanet boodam. tamoom shod hamechi be khastemoon vali khstam in nist ke ehteram nazarim be ham

mohammad

va yek chize dg , man az kravat khosham nemid

حافظ

ای کاش ملحفه ای بودم لیز، سرد، پر از ستاره

سیگاری

از سریدن پیراهن مروارید تا خزیدن زیر انبوه آن ملحفه چه پرداخت دلچسبی داشت.

تیوا

توی شعرهای دائو زیاد بودی. تو هونی که توی شعرهای دائو بودی یا اشتباه گرفتم ؟

تیوا

شعرت قشنگ بود عمو. قشنگ بود.