خوشبختی

 

روبه روی اون اتاقک نم ناک :

چرخ های ماشين ها .. روی اسفالت خيس به سوی جلو می چرخند ..

ساعت ۳ بعد از ظهرست .. اما بين رديف درخت های بلند.. چراغ ها تک و توک نوری گرم به خيابون دراز می تابونن ..

مردم .. بعضی در پياده رو بعضی در حاشيه ی خيابون .. گاه با شتاب گاه با ارامش در حرکتتند .

اون دو نفر همچنان در اتاقک نم ناک می رقصند ..

سرازير شدن اب از ناودون های از شکل افتاده ..

و سکوت درخت ها تنها موسيقیست که به گوش می رسه ..

اما اون دو نفر همچنان در اون اتاقک نم ناک می رقصند ..

ـــ

خيابون خيسه ..

چراغ های بيشتری بين درخت ها روشن شده ..

مغازه دارها ی اطراف خيابون .. کنار بخاری های کوچيکشون در حال چرت زدنند ..

اون دو نفر در گنگی مه سفيد رنگ .. و شيروونی های پوسيده ی مسی رنگ .. خوشبختی رو ديده اند ..

اون دو نفر در گنگی مه سفيد رنگ .. و شيروونی های پوسيده ی مسی رنگ .. خوشبختی رو ديده اند ..

چون ..

چون همچنان توی اون اتاقک نم ناک در حال رقصيدنند ...

/ 8 نظر / 6 بازدید
كوثري

با آرزوی روزهايی سرشار از موفقيت و شادکامی

بن مهدی

چون، هیچکس دیگه اون درختها رو نمی بینه! چون، هیچکس دیگه بارون رو حس نمیکنه! (اه اه بارون، خیس میشه لباسهای مارکم). چون، هیچکس دیگه اون پنجره رو نداره! چون اونا تو آغوش هم می رقصن، چون مه سفید ماله اونایی که می شناسنش و حسسش میکنن! اونا خوشبختن چون هم رو دارن! بوی عطر جبین خدا میاد .......

proof

ببين....اگه فحش ندی بايد بگم...که دقيقا ساعت ۳ فک کنم از عمد هم گفته باشی...۳ بود بازی شروع شد!!!استقلال بازيو برد....و من کلی حال کردم....اس استه...اون ۲ نفر هم بايد ميشستن بازيو ببينن....اهای...تو خودت چرا به جايه اينکه بازی به اين مهمی رو ببينی...از پنجره داری ديد ميزنی هان؟؟؟(شوخی بيد ها)

proof

اگه من هم خوشبختيو مثله اونها ديده بودم همچنان تويه اون اتاق نمناک ميرقصيدم....ميدونی ضرب اهنگ...نوشته هات خيلی...نازه و از جنس قدم زدن رويه عرشه است...خيلی قشنگه، قدم زدن رفصيدن رويه عرشه!!به هش ميگن خوشبختی هان

!!!!

ببين يکی اين آقای مسلمون رو خفه کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بن

زمين خيسه! دستم رو روي خيسي زمين مي كشم! آسمون يه جايي همين ورا بود. يادمه. توي دست ديگم يه جسم ديگس. سرده. سردم ميشه. پشتم خيسه. چشمام خيسه. دستم رو روي خيسي زمين مي كشم. بوي خون سرم رو پر مي كنه. همون جور كه دهنم رو. همون جور كه تمام صورتم رو. همون جور كه زميني رو كه روش افتادم. دستم رو روي خسيي زمين مي كشم. دستم سرخه .....

بن

به! من اومدم اينجا...يه حسي داشتم...نوشتمش...همين چيزی شد که اين پايينه...همين ديگه....................نمی دونم.....