روی صندلی نشسته ام ..

اينجا يک آشپزخانه ی خراب شده است ..

 

به جای قهوه , فنجانی چای با رضايت در دستانم رها شده ..

اينجا يک ديوانه خانه ی خراب شده نيست ..

فقط آدمها با پيشبندهای آشپزی با هم ميرقصند ..

و فنجان ها را در دست ها رها می کنند ..

چه فخر فروشی زيبايی !

 

کسی از در وارد نمی شود ..

و اگر من می گويم کسی حرفم را نمی فهمد ..

بهتر است خودم به جهنم بروم نه ' آن کسی هايی'  که حرف آدم را نمی فهمند ..

من حتی عرضه ی پيدا کردن کلمات را هم ندارم ..

وگرنه اين حرامزاده ها همه برای شروع صحبت های هر چند بيهوده و با لبخنهای مليح مرا روی آن صندلی آن آشپزخانه ی خراب شده تنها نمی گذاشتند ..

 

تا ديروز ,

آنها می نشستند , من می ايستادم ..

وقتی ميرفتند من می آمدم ..

و خودم را نگاه می کردم که با لذت به اين بازی ادامه می دهم ..

 

امروز اما ,

فقط نشسته ام ..

روی صندلی يک آشپز خانه ی خراب شده ..

و به اين فکر می کنم که :

به جای همه ی آن حرامزاده هايی که تا به حال آنها بايد به جهنم می رفتند ..

من بايد بروم به جهنم !

 

در اين آشپزخانه ی خراب شده ..

زندگی چه بی مزه است .. .

 

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

يه بار برای هميشه اينو بدون....که اونها حرف تو رو نخواهند فهميد.چه اینجا چه دانشگاه چه فرانسه چه تو موزه ی لوور چه تو ۵۰ سالگی چه تو.....و اگر چه تاسف داره..ولی ديگه مهم نيست

علی

و برم سر يه جمله ي ديگه...که اگه بقيه ازش رد شن..من ولش نميکنم:کسی از در وارد نمی شود..،ممکنه از اطرافيانت کسی نفهمتت.اما اون در هميشه بازه....و هر لحظه ممکنه..کسی از راه برسه..من اينو تجربه کردم.........باور کن

سوده

کاش منم ديشب می تونستم بيام خونتون. دلم تنگ شده! حالبه. تازگيها هرحی بيشتر می بينمت بیشتر دلم برات تنگ میشه!

شيرين اسدی

دلم تنگ شده حسابی واسه تو شاگرد سابق.خوبی دختر گلم؟

علی

سلام رفيق...اپ کن من منتظرم..درساهاتم خوب بخون

چرا آپ نمي كني؟ ملت منتظرن!نمي نويسي درشو تخته كن

علی

تخته مخته خبری نيستا!!!من به طور منظم ميام اينجا،اگه وقت واسه اپ نداری!!ديگه...يعنی کلن من که مخالفم!!...يعنی چی که ۲ماهه ننوشتی

علی

بدجور از ننوشتنت شاکيم ها

proof

پگاه بنويس ديگه!!!